محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

25

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

اين نسب اشارت كرده‌اند « 9 » . بنى نصر از وجاهت و عصبيت برخوردار بودند . محمد بن يوسف يا ابن الاحمر ، در سال 595 ه / 1195 م در ارجونه متولد شد . و در مهد فضيلت و رشادت پرورش يافت . سپاهى مردى دلير بود با عزمى راسخ و قدمى استوار و قوم خود را در مبارزات و كشمكشهاى داخلى رهبرى دانا و بصير . با وجود پارسايى و فروتنى هواى رياست و فرمانروايى در سر مىپرورانيد . حوادث جارى اندلس در آن روزگاران براى اين گونه مردان فرصتهاى زرينى به وجود مىآورد . چون اوضاع ثغور برآشفت و حملات مسيحيان بر مواضع مسلمانان شدت گرفت ، محمد بن يوسف النصرى ( ابن الاحمر ) را براى حادثه‌آفرينى و خودنمايى مجالى ديگر پديد آمد . بويژه از آن هنگام كه المتوكل على الله محمد بن يوسف بن هود ، بر موحدين ، در ثغور شرقى غلبه يافت ابن الاحمر نيز فرصت عمل يافت . جمع كثيرى از زعما چشم به اقدامات او دوخته بودند ، مگر او نيز بخش ديگرى از اراضى از دست رفتهء اندلس را بازستاند . نخستين گروه از ياران او هم‌وطنان و قوم و قبيله‌اش از مردم ارجونه بودند . در آن حال كه ابن هود در مشرق و جنوب اندلس پايه‌هاى حكومت خود را استوارى مىبخشيد محمد بن يوسف بن الاحمر در كنار او در نواحى وسطاى اندلس عمل مىكرد . ديرى نپاييد كه بياسه و وادى آش و بلاد و دژهايى كه در حوالى آنها بودند سر به اطاعت نهادند و حال آنكه ابن هود را با او معارضه و رقابت بود . محمد بن يوسف بن الاحمر ، سپس روى به شهرها و ثغور جنوبى كه به ميدان عمل او نزديكتر بودند نهاد . اين اماكن از تيررس دشمن به دور بودند . محمد بن يوسف بن الاحمر چنان ديد كه در سايهء حمايت يكى از امراى مسلمانان خزد ، پيش از آنكه خود علم دعوى برافرازد . پس به نام امير ابو زكريا الحفصى صاحب افريقيه ( تونس ) دعوت آغاز كرد و از او ياريها ديد و گويند كه او نيز پاى به جاى پاى ابن هود نهاد و به نام خليفه المستنصر باللّه عباسى خطبه خواند . قرمونه و قرطبه و

--> ( 9 ) . تاريخ ابن خلدون ج 4 / ص 170 ، ابن الخطيب الاحاطه ج 1 / ص 148 و ج 2 / ص 59 و 60 و المقرى ازهار الرياض ج 1 / ص 167 .